درای نیدلینگ: “مسیر پیش رو تا تحقق جایگاه بالینی مناسب”

0

در این نوشته قصد معرفی یک بررسی روایی از درای نیدلینگ که در یک مقاله ارزشمند در سال ۲۰۱۳ به چاپ رسیده است و اقتباسی از ۱۹۶ منبع می باشد، را داریم.

dry1

این تحقیق که کار مشترک یک تیم متشکل از ۶ نفر از دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و درمانی مختلف در امریکا و ایتالیا می باشد، ضمن بررسی کامل تاریخچه و ادبیات درای نیدلینگ به ارائه مفاهیمی در راستای دستورالعمل های بالینی در حوزه درای نیدلینگ پرداخته است. البته لازم به ذکر است که نویسندگان این مقاله با نگرش مثبت به درای نیدلینگ به عنوان یک روش درمانی، به بررسی نقاط ضعف و کمبود دیدگاه های موجود و پیشنهاد دیدی فرانگر تر نسبت به درای نیدلینگ اقدام نموده اند.

سابقه: سوزن مرطوب یا wet needling برای تزریق کورتیکواستروئیدها، توکسین بوتولینوم، anesthetics، sclerosants، و نظایر آن مورد استفاده قرار می گیرد. در مقابل سوزن خشک یا dry needling تنها شامل وارد نمودن سوزن نازک توپر نظیر آنچه در طب سوزنی به کار می رود، بدون نیاز به تزریق در عضلات، رباط ها ، تاندون ها، فاسیای زیر جلدی و بافتهای همبند است. سوزن خشک همچنین ممکن است در مجاورت اعصاب محیطی و/ یا باندل های عصبی عروقی به منظور کنترل درد سندروم های اسکلتی – عضلانی – عصبی به کار گرفته شود. با این وجود برخی از کمیته ها و انجمن های فیزیوتراپی ایالتی در امریکا درمان سوزن خشک را انحصاراً به عنوان یک روش درون عضلانی برای درمان نقاط ماشه ای میو فاسیال (myofascial trigger points-TrPs) معرفی نموده اند.

هدف: عبارت است از عملیاتی نمودن یک تعریف مناسب برای درای نیدلینگ بر مبنای ادبیات موجود و همچنین هدایت تحقیقات بر روی تناوب، مدت و شدت بهینه برای انجام پروسه درای نیدلینگ بر روی ستون فقرات و نیز در گستره اختلالات اسکلتی – عضلانی – عصبی.

یافته های عمده: با توجه به یافته های اخیر در ادبیات موضوع، نوک سوزن هنگامیکه وارد یا نقطه ماشه ای (MTrP) می شود، انتهای اعصاب کوچک یا بافتهای عصبی (‘sensitive loci’ , ‘nociceptors’) را لمس کرده یا ضربه آهسته ای به آن وارد کرده و یا آنرا می خراشد. تا به امروز شواهد با کیفیت بالا برای تایید کاربرد درای نیدلینگ مستقیم در نقاط ماشه ای میوفاسیال به منظور ایجاد تخفیف کوتاه مدت یا بلند مدت در میزان درد و ناتوانی در بیماران با سندرم های درد اسکلتی – عضلانی وجود نداشته است. علاوه بر این قفدان شواهد قوی برای اعتباردهی به معیارهای تشخیص بالینی برای تعریف و تشخیص نقاط ماشه ای وجود دارد. مطالعات با کیفیت بالا همچنین نشان داده است که آزمایشهای فردی برای تشخیص و تعیین نقاط ماشه ای در بین محققین معتبر و قابل اعتماد نبوده است.

نتیجه گیری: مطالعات متعددی بهبود فوری یا کوتاه مدت درد و / یا ناتوانی را به کمک هدف قرار دادن نقاط ماشه ای (TrPs) با استفاده از تکنیک های داخل و خارج کردن سوزن خشک نظیر pistoning  یا  sparrow pecking را نشان داده اند. با این حال تا به امروز مطالعات با کیفیت بالا در حمایت از اثرات بلند مدت روشهای داخل و خارج کردن سوزن به صورت انحصاری برای نقاط ماشه ای عضلانی وجود ندارد. بکارگیری سوزن خشک در نواحی بدون علامت بدن در مجاورت یا بدور از منبع اولیه درد بر اساس سوابق موجود در سندروم های درد میوفاسیال است. فیزیوتراپیست ها نباید از یافته های طب سوزنی در ادبیات زیست پزشکی و یافته های غربی در این باره غافل باشند. چرا که در یک بازه کارآزمایی تصادفی گسترده برای طیف وسیعی از مشکلات اسکلتی – عضلانی به کار گرفته شده اند. هر چند تناوب، مدت و شدت مناسب درای نیدلینگ باید برای طیف وسیعی از نارسایی های اسکلتی – عضلانی مشخص شود، اما در طیف وسیعی از آزمایش های کنترل شده تصادفی، از تحریک الکتریکی دستی و به جای گذاردن سوزن ها در موضع برای مدت ۱۰ تا ۳۰ دقیقه استفاده شده است.

بیانیه ها و دستورالعمل های بالینی برای درای نیدلینگ باید بر مبنای بهترین های موجود در ادبیات موضوع و نه بر اساس یک الگوی محدود و منحصر به آموخته های فکری باشد، بنابر این انجمن های فیزیوتراپی و هیئت های علمی مرتبط باید اقدام به تعریف جامعی از درای نیدلینگ بنمایند که در بر گیرنده تحریک عصبی، عضلانی و بافت همبند باشد و نه فقط نقاط ماشه ای (TrPs).

  مقدمه

درمان تزریق موضعی که اغلب به عنوان تزریق مرطوب (wet needling) شناخته می شود از سوزن تزریق برای بکارگیری موادی نظیر کورتیکواستروئیدها استفاده می نماید، در مقابل تزریق خشک (dry needling) از سوزن تک فیلمان همانند آنچه در طب سوزنی بکار میرود بدون تزریق هیچ ماده ای استفاده می کند. درای نیدلینگ معمولاً برای درمان عضلات، رباط ها، تاندون ها، فاسیا زیر جلدی، بافت اسکار، اعصاب محیطی و باندل های عصبی عروقی در کنترل مجموعه ای از سندروم های درد های عصبی – اسکلتی – عضلانی بکار میرود. بر اساس تاریخچه موضوعی در دسترس در سطح بین الملل این روش مشخصاً بر تعریف محدود انجمن فیزیوتراپیستهای امریکا استوار بوده است که درای نیدلینگ را یک روال بین عضلانی تعریف می کند: “وارد نمودن سوزن درون ندول هایی در بافت های گرفته عضلانی که معمولاً از آنها بعنوان نقاط ماشه ای (TrPs) یا نقاط ماشه ای میوفاسیال (MTrPs) نام برده می شود.”  به طور خاص این سازمان های تخصصی فرآیند درای نیدلینگ را معادل با “درمان دستی بین عضلانی” (IMT) یا “درای نیدلینگ نقاط ماشه ای” (TDN) در نظر گرفته بودند. هرچند IMT و یا TDN جنبه هایی از درای نیدلینگ محسوب می شوند، اما نباید معادل با واژه درای نیدلینگ در نظر گرفته شوند. علاوه بر نقاط ماشه ای در بافتهای عضلانی حجم انبوهی از مقالات داوری شده و کارآزمایی های انجام شده دلالت بر بکارگیری درای نیدلینگ در خارج نقاط ماشه ای به منظور کاهش درد و ناتوانی بیماران آسیب های عصبی-اسکلتی-عضلانی دارند.

اولین نمونه مقاله داوری شده یک پزشک غربی که در بین ۲۴۱ بیمار تنها ۲ عدد از ۱۴ نقطه هدف تریگر پوینت های عضلانی بودند. بقیه موارد تاندون، بافت های اسکار و در مجموع بافتهای همبند بودند. علاوه بر آن ساختار پر چگالی عصبی – عروقی نیز در مکانهای هدف درای نیدلینگ یافت شده اند.

در سال ۱۹۷۷ Melzack بیان کرد که تریگر پوینت ها به نحو محکمی در آناتومی سیستم عضلانی عصبی قرار گرفته اند و تحریک اعصاب و بافتهای مشخص می تواند یک ورودی فزاینده ای به مکانیزم بایاس مرکزی اعمال نماید، که مانع از بروز درد در بخشهای خاصی از بدن شود. در یک تحقیق جدید تر بنام درمان سندروم درد میوفاسیال Hong بیان کرده است که مقصود از تکنیک داخل و خارج نمودن سریع سوزن به شکل مخروطی یا فن اینست که مطمئن شویم تمام یا اکثر جایگاه های حساس (همچون نقاط انتهایی اعصاب کوچک) در معرض اصابت قرار گیرند. Hong که فرد برجسته ای هم در زمینه درای نیدلینگ و هم در زمینه تحقیقات تجربی می باشد، گزارش کرد که تحریک پرفشار با سوزن یا تحریک مکانیکی نقاط حساس متعدد یا گیرنده های درد در یک تریگر پوینت با سوزن احتمالاً ایجاد یک پاسخ انقباضی موضعی (local twitch response) می کند که متعاقباً باعث ایجاد یک رفلکس واکنش عصبی بسیار قوی در جهت شکستن چرخه معیوب شده بطوریکه درد ناشی از مایوفاشیال تریگرپوینت برطرف می گردد.

جالب توجه است که پتانسیل برانگیخته دو طرفه یا پاسخ انقباضی موضعی در عضله تراپزیوس سمت مقابل در حین درای نیدلینگ یکطرفه این عضله ثبت شده است.

Audette و همکاران نتیجه گرفتند که پاسخ انقباضی موضعی در اثر ایجاد رفلکس نخاعی (ورودیهای حسی به طناب نخاعی ناشی از تحریک مکانیکی سوزن در محل تریگر پوینت) و همین منجر به پاسخ وابران حرکتی حوضچه آلفا موتور نرون میشود. وجود پاسخ انقباضی دو طرفه در حین درای نیدلینگ یکطرفه دلیل محکمی بر یک ابنورمالیتی سنترال به جای یک ابنورمالیتی محیطی (عضلانی) محض در بیماران با تریگر پوینت فعال می باشد.

بنابر این در چهارچوب سندروم های درد میوفاشیال، درای نیدل احتمالاً هم در تماس با عضله و هم بافتهای پیوندی قرار می گیرد. از نتایج بررسی چندین تیم تحقیقاتی چنین بر آمده است که سوزنهایی که به میوفاشیال تریگر پوینت ها زده می شوند، احتمالاً نقاط انتهایی اعصاب کوچک یا بافتهای عصبی را در جهت کاهش درد، لمس کرده یا به آنها برخورد نموده و یا با آنها اصابت می کنند.

بر مبنای بررسی های جدید انجام شده تعریفی که APTA  و انجمن های ایالتی فیزوتراپی از درای نیدلینگ انجام می دهند، باید صراحتاً شامل تحریک اعصاب، عضلات و بافتهای همبند باشد، و نه فقط TrPs.

تعریف سال ۲۰۱۳ انجمن APTA :  درای نیدلینگ هم عضلات و هم بافتهای همبند را هدف قرار می دهد.

در صفحه ۲ مقاله مرجع ژانویه ۲۰۱۲ تحت عنوان “فیزیوتراپیست ها و عملکرد درای نیدلینگ” درای نیدلینگ را به عنوان یک روش تهاجمی بکار گرفته شده توسط فیزیوتراپیستها  ( که توسط قانون ایالتی اجازه داده شده است) برای درمان دردهای میوفاشیال از طریق ورود یک سوزن بدون دارو و تزریق در محلی از عضله که تریگر پوینت نامیده می شود، معرفی نمودند. اما در فوریه ۲۰۱۳ در یک آپدیت APTA تحت عنوان “توصیف درای نیدلینگ در درمانهای بالینی” (یک مقاله آموزشی) درای نیدلینگ را شامل تحریک هم عضله و هم بافتهای همبند دانست اما ذکری از اعصاب به میان نیاورد. در مقاله اشاره شده است که درای نیدلینگ یک مداخله ماهرانه است که سوزن توپر نازک به داخل پوست نفوذ کرده و میوفاشیال تریگر پوینت ها، بافتهای همبند و عضلانی را تحریک نموده و از این طریق درد های عصبی – اسکلتی – عضلانی را کنترل می نماید. با این حال، نقاط انتهایی اعصاب در جایگاه های حساس یا باندل های عصبی – عروقی در ادبیات موضوعی حاضر به صراحت به عنوان اهداف تحریک درای نیدل قلمداد شده اند. چگونه فیزیوتراپیست ها می توانند اعصاب را در آسیب های عصبی – اسکلتی – عضلانی درمان نمایند، بدون اینکه نیدل را در مجاورت یا روی یا درون بافتهای عصبی وارد نکنند؟ (peri-neural needling) با افزودن اهداف اعصاب به عبارت مربوط به موقعیت درای نیدل APTA یک چارچوب قوی و مبتنی بر شواهد برای انجمن های ایالتی فراهم می نماید.

اظهارات یک جانبه انجمن های فیزیوتراپی ایالتی درباره موقعیت درای نیدلینگ:

تا به امروز تعدادی از انجمن های ایالتی به تعریف محدود درای نیدلیگ ادامه دادند. در نتیجه فیزیوتراپیست های زیادی اعتقاد پیدا کردند که آنها تنها قادر به درمان بیماران با تریگر پوینت های بین عضلانی با هدف قرار دادن این نقاط توسط درای نیدل می باشند، زیرا انجمن ایالتی به آنها اجازه وارد نمودن نیدل در بافتهای همبند (همانند رباط ها، تاندون ها، اتصالات بین استخوان- تاندون، اتصالات عضلات-تاندون و بافتهای اسکار) و یا وارد نمودن سوزن در اطراف رشته های عصبی یا عصبی – عروقی را نمی دهد.

اظهارات مرتبط با موقعیت درای نیدلیگ :

ارگان ایالتی می سی سی پی: درمان دستی بین عضله ای یک مداخله فیزیکی است که از نیدل توپر کوچک تر از شماره ۲۵ برای تحریک تریگر پوینت ها استفاده می نماید، تا از این طریق دردهای عضلانی – عصبی و ضعف حرکتی را تشخیص و درمان نموده و بر مبنای مفاهیم پزشکی غربی استوار بوده و  نیازمند بررسی و تشخیص و درمان نهاده های مشخص آناتومیک انتخاب شده بر مبنای علائم فیزیکی است.

کارولینای شمالی:

درمان دستی میان عضلانی (Intramuscular Manual Therapy) که عموماً درای نیدلیگ  نامیده می شود، به  عنوان یک تکنیک برای تخفیف درد میوفاشیال به کمک درای نیدل (بدون دارو) است، که به درون تریگرپوینت با هدف آزاد سازی یا غیر فعال نمودن تریگر پوینت و تسکین درد بکار می رود.

لوئیزیانا:

قانون ۳۱۱ ارگان ایالتی لوئیزیانا دو عبارت درای نیدلینگ و درای نیدلینگ دورن عضلانی را معادل در نظر گرفته و درنتیجه برای فیزیوتراپیست ها الزام کرده است که بمدت ۵۰ ساعت دستورالعمل های درای نیدلینگ عضلانی و نکات ایمنی را به صورت حضوری فرا بگیرند.

نبراسکا :

این ایالت اظهار داشته: درای نیدلینگ یک تکنیک مکانیکی برای درمان درد میوفاشیال به کمک درای نیدل بدون دارو است که درون تریگر پوینت با هدف آزاد سازی یا غیر فعال سازی آن وارد می شود.

کلورادو:

این ایالت اظهار نموده: درای نیدلینگ (یا تریگر پوینت درای نیدلینگ) یک مداخله فیزیکی با کمک سوزن توپر برای تحریک تریگر پوینت ها، تشخیص و درمان دردهای عصبی – عضلانی و ناتوانی های حرکتی بر مبنای اصول پزشکی غربی بوده و نیازمند بررسی و تشخیص و درمان نهاده های مشخص آناتومیک انتخاب شده بر مبنای علائم فیزیکی است. درای نیدلیگ شامل تحریک نقاط حاشیه ای نمی شود.

باید دید این ارگانهای ایالتی فیزیوتراپی عبارات مربوط به موقعیت یا اقدامات درمانی خویش را بروز نموده و بافتهای همبند و اعصاب را شامل ساختار هدف برای درای نیدلینگ می نمایند یا خیر. هرچند آریزونا به تازگی نشانه هایی از خوشبینی را بروز داده است: انجمن فیزیوتراپی آریزونا در ژانویه ۲۰۱۳ یه عنوان اولین انجمن فیزیوتراپی امریکایی به صراحت اعصاب، عضلات و بافتهای همبند را به عنوان اهداف درای نیدلینگ قلمداد نموده است.

در تعریف انجمن فیزیوتراپی آریزوانا درای نیدلینگ برای کنترل بیماریهای عصبی – اسکلتی – عضلانی سازگار در دامنه عمل فیزیوتراپیست های دارای مجوز در آریزوانا است. درای نیدلینگ یک مداخله ماهرانه است که توسط فیزیوتراپیست به کمک وارد کردن یک سوزن توپر و تحریک اعصاب محیطی، عضلات و بافتهای همبند برای ارزیابی و کنترل دردهای عصبی-اسکلتی-عضلانی و ناتوانی های حرکتی استفاده می شود.

صفحه دوم از منبع ژانویه ۲۰۱۲ APTA  تحت عنوان ” فیزیوتراپیست ها و عملکرد درای نیدلینگ”  همچنین تصریح می کند: “تحقیقات اولیه پشتیبان این نظر می باشند که درای نیدلینگ در کنترل درد، کاهش تنش عضلانی، رفع اختلالات بیوشیمیایی و الکتریکی موتور صفحات انتهایی (در تماس عصبی-ماهیچه ای) و تسهیل و سرعت بخشیدن در بازگشت به وضعیت عادی موثر می باشد. …

APTA و ارگان های ایالتی به حذف اعصاب و بافتهای همبند از اهداف ممکن در تعریف رسمی از درای نیدلینگ ادامه می دهند. شاید عباراتی که درای نیدلینگ را به IMT اختصاص می دهند، بهتر با چارچوب های سنتی فیزیوتراپی منطبق است. از طرف دیگر بنظر می رسد اظهار رسمی ارگان های فیزیوتراپی دال بر عملکرد درای نیدلینگ در موقعیت بین عضله ای، در برابر پرسش سایر متخصصین بابت اینکه چرا درای نیدلینگ در حوزه فعالیت فیزیوتراپی می گنجد، بهتر قابل دفاع است. یقیناً نقاط عصبی برای برخی تداعی کننده متد های شرقی بوده و با آکاپانچر چینی تداخل پیدا کند، هرچند درای نیدلینگ نه در صدد حرکت در امتداد کانال های انرژی (qi) بوده و نه بر تشخیص های طب سوزنی و پزشکی شرقی تکیه دارد.

درای نیدلینگ نقاط ماشه ای تنها یک نوع از درای نیدلینگ است:

در ۲۰۰۹ APTA توصیه نمود: برای توصیف وارد نمودن درای نیدل به بدن از واژه IMT استفاده نمایند. اما مطلب زیر از مقاله منبع سال ۲۰۱۲ تحت عنوان “فیزیوتراپیست ها و عملکرد درای نیدلینگ” آمده است:

درای نیدلینگ یک روش تهاجمی است که بوسیله فیزیواراپیست ها (که توسط قانون ایالتی مجوز دارند) برای درمان دردهای میوفاشیال بوسیله درای نیدل ، بدون دارو و تزریق، در نواحی از عضله که تریگر پوینت (TrP) خوانده می شود، داخل می شود. یک تریگر پوینت به عنوان یک باند سفت از عضله که در یک گروه بزرگتر از عضله قرار گرفته است، توصیف می شود. تریگر پوینت ها می توانند نسبت به لمس حساس باشند و می توانند درد را به نواحی دورتر از بدن ارجاع دهند. فیزیوتراپیست ها درای نیدلینگ را با هدف آزاد سازی یا غیر فعال نمودن TrPs و کاهش درد بکار می برند.

به نظر می رسد با توجه به این تعریف فیزیوتراپیست ها باید تنها نیدل را به منظور غیر فعال کردن TrPs در عضلات داخل نمایند. احساس می شود این توصیه بیشتر بر یافته های Itoh و همکارانش، استوار است که سوزن درمانی تریگر پوینت ها در splenius capitis,  upper trapezius,  levator scapulae,  sternocleidomastoid,  suboccipitals, scaleni and paravertebrals در بیماران با گردن درد مزمن و بدون ریشه عصبی در کوتاه مدت (به عنوان مثال در هفته ۱۳) را خیلی موثرتر دانسته و به کاهش بیشتر درد و احساس ناتوانی نسبت به طب سوزنی کلاسیک معتقد بودند. در مقابل Tough و همکاران در یک بررسی سیستماتیک به این نتیجه رسیدند که شواهد محدودی وجود دارد که درای نیدلینگ عمقی به صورت مستقیم در تریگر پوینت های میوفاشیال اثر درمانی کلی بهتری در مقایسه با مراقبت های استاندارد داشته باشد.

علاوه بر این نتایج تحلیل چند جانبه درای نیدلینگ مستقیم (برای درد تریگر پوینت میوفاشیال) در مقایسه با درمان شاهد دارو نما به یافته آماری قابل توجهی منجر نشد. در این مورد کمبود شواهد با کیفیت بالا برای اینکه استفاده از درای نیدلینگ مستقیم در میوفاشیال TrPs به منظور کاهش درد و ناتوانی در کوتاه مدت/بلند مدت در بیماران با سندرم درد اسکلتی – عضلانی موثر است، وجود دارد. در عوض، اکثر قریب به اتفاق ادبیات درای نیدلینگ برای کنترل آسیب های عصبی – اسکلتی –عضلانی نشان می دهد که هدف قرار دادن TrPs (به عنوان مثال بافت عضلانی) و ساختار های غیر TrPs ( یعنی عصبی و بافت همبند) به همان اندازه در کاهش درد و ناتوانی در بیماران با مشکلات زیر موثر است که نیدلینگ فقط در نقاط غیرTrPs انجام شود: استئوآرتریت زانو، استئوآرتریت مفصل ران، سندرم پریفورمیس، سندرم تونل کارپل، میگرن، سر درد های تنشی، اختلالات گیجگاهی – فکی، درد شانه، گردن درد و کمر درد.

در حالیکه بسیاری از این تحقیقات مستقیماً عبارت درای نیدلینگ را در روش شناسی خود به کار برده اند، برخی از اصطلاحات معادل نظیر : درای نیدلینگ عمیق، درای نیدلینگ سطحی، سوزن درمانی تریگر پوینت، سوزن در اطراف ستون مهره ها، نیدلینگ عضلانی و ریشه عصب، تحریک عضلانی الکتریکی توسط نیدل، آزاد سازی نیدل، طب سوزنی و برخی نیز از هر دو واژه طب سوزنی و درای نیدلینگ استفاده کرده اند. مهم اینست که هیچیک از دارو و تزریق در فرآیند نیدلینگ اسمی نبرده اند و بنابراین صرفنظر از اصطلاح بکار رفته کاملاً با تعریف درای نیدلیک منطبق می باشند. تا به امروز ما به هیچ موردی که IMT را برای توصیف درای نیدلینگ بکار برده باشد، بر نخورده ایم.

جالب توجه است رایجترین عبارت مورد استفاده برای درای نیدلینگ در این منابع طب سوزنی بوده است. فیزیوتراپیست ها و پزشکان در ادارات خدمات سلامت و دانشگاه ها در انگلیس، آلمان وکانادا از عبارت طب سوزنی برای توصیف متدولوژی درای نیدلینگ استفاده نموده اند. این موضوع شامل مقالات منتشر شده در مجلات معتبر از قبیل British Medical Journal ،European Journal of Pain ،  Archives of Physical Medicine & Rehabilitation ، Annals of Internal Medicine ، Headache ، Rheumatology ، حتی  Physical Therapy Journal  که تحت حمایت مالی APTA است نیز از طب سوزنی و درای نیدلینگ در انتشارات اخیر خود در کنار هم استفاده نموده است. بنابراین یک خطای بزرگ است که از یافته های با کیفیت بالای منابع  و دستورالعمل های انگلیس و اروپا  و دانشگاه ها و انجمن های امریکایی صرفاً بدلیل استفاده آنها از عبارت طب سوزنی به جای درای نیدلینگ در عنوان یا روش کارشان صرفنظر نماییم. علاوه بر این بی توجهی به مقالات منتشره توسط متولیان طب سوزنی دارای مجوز و دکتری به نوعی کوتاه نظری محسوب می شود. این بی توجهی ممکن است توانایی فیزیوتراپیست ها را در پشتیبانی از درای نیدلینگ در درمان استئوآرتریت زانو، درد شانه، سندرم تونل مچ دست، سردرد میگرن، سردرد تنشی، درد مفصل ران، کمر درد و درد گردن محدود نماید.

فیزیوتراپیست ها نباید یافته های طب سوزنی غربی را نادیده بگیرند

آکوپانچر در لغت به معنای وارد کردن سوزن  ( acu  سوزن  و puncture نفوذ کردن ) و بخش اعظم آکوپانچر ادعای حرکت در طول کانال های انرژی و  qi را ندارند. علاوه بر این اکثریت افرادی که با مجوز در بخش درمان طب سوزنی فعالیت می نمایند از تشخیص های پزشکی غربی همچون درد مزمن گردن، سندروم تونل کارپال و استئوآرتریت زانو استفاده می کنند. این مطالعات هم اثر وارد شدن سوزن توپر و بدون دارو در نقاط Ah-Shi (یا نقاط تریگر پوینت) و/ یا نقاط غیر تریگر پوینت را بررسی می نمایند. بنابراین درعین حال که اصطلاحات، ساختار نظری و فلسفه دو موضوع متفاوت است، روال عملی وارد نمودن سوزن  توپر بدون تزریق دارو خیلی نزدیک است. همانطور که استفاده از تمرینات McKenzie یک درمانگر فیزیکی را به یک فیزیوتراپیست بدل نمی کند، استفاده از درای نیدل توسط یک فیزیوتراپیست نیز وی را بدل به یک آکوپانچریست نمی کند. در عوض این تکنیک ها در بین انواع مراقبت های بهداشتی دارای روالهای مشترکی می باشند. به عنوان یا مقایسه دیگر فیزیوتراپیست ها تحقیقات منتشر شده توسط MDs ، Dos و DCs را هنگامیکه از بکارگیری درمان های دستی ستون فقرات برای طیفی از ناراحتی های عصبی – اسکلتی – عضلانی پشتیبانی می کنند، صرفنظر نمی کنند درحالیکه آنها این تکنیک ها را کاریوپراکتیک می نامند. در اینجا هم فیزیوتراپیست ها نباید از یافته های عظیم طب سوزنی غربی و یا زیست پزشکی برای درمان بیماران مبتلا به ناراحتی های عصبی – عضلانی چشم پوشی نمایند.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی - رئیس انجمن فیزیوتراپی مرکزی ایران

پاسخ دادن به